|
" و حال ما
این چنینیم.........................."
مقدمه ای
بود بر سخنی که قدری جای تامل دارد.حتما در جریان اخبار روز هستید.چند روز پیش بود
که خبر گذاری های کشورمان خبر بی محلی و بی اعتنای به زائران ایرانی را از سوی
مسئولین عربستانی شنیدیم.
بی اعتباری ....آن هم در نزد مردمی که با
ما هم دین و هم پیمان و همسایه اند...از این لحاظ شاید کمتر این امر مهم به نظر
برسد.
خوب اگر
بخواهیم واقع بینانه به این مسئله نگاه کنیم قضیه 360درجه متفاوت تر شده .......که
ما ایرانی هستیم و آنان عرب....اشتباه فکر نکنید نمی خواهم نژاد پرستانه سخنی بگویم.
قضیه از
این قرار است که ما مردمی هستیم که در سرزمینی به نام ایران با
قدمت"فرهنگی"بسیار کهن حتئ بالا تر از روم و یونان باستان { آن گاه اقوام
کهن مایا در قاره آمریکا مردمشان را برای خورشید ضبح می کردن ..آنگاه که مصریان با
مردمانشان همچون برده ای رفتار کرده و از آنان تا سر حد مرگ بیگاری می کشیدند.. آنگاه
که رومیان برای امیال نفسانی خود از هیچ قتل و جنایتی سر باز نمی زدند ...و آنگاه
که مردم خاور دور باید زندگی خود را در ساختن دیوار می دیدند ..و آنگاه که مردم
بابل کهن از سر ظلم هیچ فریاد رسی نداشتند
جزء .....آن زمان بود که در ایران امپراتور فریاد بر می آورد که ای ملت من در
مملکت من شاه را با رعیت هیچ تفاوتی نیست......آری این چنین است به راستی در آن
زمان اعراب کجا بودند؟؟؟؟ }
در زمان شاپور اول شاه مقتدر
ساسانی جنگهای طولانی میان ایران و روم در
می گیردکه کانون آن سزمینهای جنوب غرب وغرب ایران بوده که از این جنگها خاطرات
زیادی هست{مرز ایران فراتر از عراق کنونی بوده} در این جنگها بر سر هر بادیه ای که
بگویی جنگ شد جزء سرزمین اعراب .
براستی
فقط به خاطر مناطق بیابانی بود ...........
این
سرزمین آنقدر بی اهمیت بود که کسی حتی بدان نگاه نمی کرد مردمی که تنها وسیله
زندگی آنها سیاه چادر هایشان بود....
در طی
سفری که یک عرب به سرزمین ایران داشته. چنین می نویسد: آنان بر روی زمین نمی نشستند,
آنان در زیر پای خود جا اندازی همچون باغ بهشتی داشتند {فرش} .آنان هنگام خواب بر
بستری می خوابیدند که از زمین بالا تر بود و با پارچه تزئین شده {تخت خواب} و آنان پا برهنه نبودند......
در طول
تاریخ شاهد رویدادهای در سرزمین های اعراب بودایم ..آنان هیچ گاه داری تاریخ و
تمدن و اصل و نسبی نبودند. حتی اگر بگویم آنان از اقوام وحشی بربر و سامی اند..
آنان تا زمان جنگهای سلیبی کشوری به حساب نیامداند......در عهد معاصر تا قبل از کشف نفت از سوی کشورهای
استعماری حتی ارزش استعمار را نداشتند.
آنان
همیشه ادعای سیاست را دارند و عمل نمی کنند سیاست آنان این چنین است که در یک
جریان سیاسی رهبر حذب مخالف را ترور می کنند.که نمونه آن را به وضوح در تاریخ
سیاست عراق و کشورهای عربی منطقه دیده ایم . شاید نزدیک تر در همین کشور خودمان ...شهرهای
که داری اکٍثریت عرب هستند که هنوز این سری فعالیتها در بینشان دیده شده........
عربی که
خود اعمه اطهار آنان را قبول نداشته .حضرت علی (ع)می فرماید که:"من عربم ولی عرب از من نیست."
آنان در
طول تاریخ همیشه در پی نفی هم بوده اند. آن چنان که تا کنون از ترس رواج شیعه در
تلاش اند که بناها و اماکن بجا مانده از معصومین را به بهانه ای ویران کنند.
اگر اندکی
هم با هنر وعلوم آشنای داشته . حتما می دانید که عرب هیچ تمدن وهنری ندارد حتی به
اندازه ساختن یک خانه معمولی. که از این نظر همواره مدیون ایران و فرهنگ غنی اش
هست.
در آخر رمقی برای من باقی نمی ماند چون
هر چقدر بیشتر فکر می کنم این حسرت است که بیشتر شده.
و تنها
سخنی از استاد سخن فردوسی بزرگ می مونه که به حکمای عرب آن زمان در جواب تحقیر
ایرانیان. این چنین می گوید:
از شیر شتر خوردن و سوسمار ....عرب را به جای رسیدست کار که
تخت کیان را کند آرزو.....تف به تو ای چرخ گردو.....
دوستان
عزیز می دونم مطلب رو به خوبی گرفتید.
امیدوارم بدونید ما چه بر سر خودمون اوردیم .
" و حال ما این چنینیم........."
|